۱۳۹۰ تیر ۲۴, جمعه
ملاقات کابینی
شیشه از درد خرد شد وقتی
زندانی و ملاقاتی بجای لبهای گرم همدیگر
تن سرد او را بوسیدند
۱۳۹۰ تیر ۱۶, پنجشنبه
به او بگویید (8)
به سرنوشت بگویید:
اسباب بازی هایت بیجان نیستند
آدمند، می شکنند، آرامتر
۱۳۹۰ تیر ۳, جمعه
گزارش لحظه به لحظه یک عشق
آمدیم
نبودید
شکست
۱۳۹۰ خرداد ۲۶, پنجشنبه
به او بگویید (7)
به عمو زنجیرباف بگویید
زنجیر مرا نبافد
من از صدای زنجیر بیزارم
۱۳۹۰ خرداد ۲۳, دوشنبه
معارفه
او
گلوله ای که شلیک شد
من
پرنده ای که نپرید
۱۳۹۰ خرداد ۱۴, شنبه
به او بگویید (6)
به ابرها بگوئید
گاهی باران، تن ِ زخمی ِ خاک را نوازش نمی کند
فقط زخم هایش را عمیق تر می کند
۱۳۹۰ خرداد ۴, چهارشنبه
کمی بیشتر
با من بمان
آنها که رفتن شان را طاقت آوردم
تو نبودند
۱۳۹۰ اردیبهشت ۳۱, شنبه
بی پرده
غم انگیزتر از خانه های بدون پنجره
پنجره هایی هستند که رو به دیوار باز می شوند
۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۵, یکشنبه
از ویرانه ها
به ویرانه بودنم نگاه نکن
شاید گنجی درین ویرانه پنهان باشد
۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۸, یکشنبه
از بوسه ها
زندگی مثل بوسه است
برای لذت بردن از آن باید مکـث کرد
پستهای جدیدتر
پستهای قدیمیتر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
پستها (Atom)