۱۳۹۱ شهریور ۱۶, پنجشنبه

جعد

مستقیم دلبرانه نیست
اهدنا الصراط المنحنی

۱۳۹۱ مرداد ۳۱, سه‌شنبه

تاکسونومی

امید مرز بین پرنده و خزنده بودن است

۱۳۹۱ مرداد ۲۵, چهارشنبه

دست مرگ

گاهی دست مرگ
دست یک کودک سه ساله مهربان است
که ناشیانه آب را به گلوی پدربزرگ نودساله اش می ریزد

۱۳۹۱ مرداد ۱۴, شنبه

بقایا

از لاک پشت، لاکش باقی می ماند
از من، تنهایی

۱۳۹۱ تیر ۳۰, جمعه

چه باک ؟

من و اتوبوس قراضه امید
و راننده مهربانش
به جایی می رویم که نمی شناسیم
چه باک از نرسیدن؟

۱۳۹۱ تیر ۲۱, چهارشنبه

انتهای انتحار

تفنگ و پرنده هر دو می خواستند خودکشی کنند
برای اولین بار پرنده برنده شد
و چند ثانیه جسم خونینش را از شوق پیروزی تکان تکان داد

۱۳۹۱ تیر ۸, پنجشنبه

خانه ای در خورد فیل

- چطوری چهار تا فیلو توی یه فولکس جا می دن؟
+ همونطوری که یک عشق محالو تو یه دل عاشق جا می دن

۱۳۹۱ خرداد ۲۰, شنبه

لقب اعظم

لیلی، اسم است
و مجنون، لقب
هر عاشقی مجنون است
ولی هرمعشوقی لیلی نیست

۱۳۹۱ خرداد ۸, دوشنبه

مچالگی

صورت گچی
صدای مقطع پشت خط
قوطی مچاله ای با آرم شهد

۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۵, جمعه

حکایت آن تَنگ که دلش تنگ بود

چه سخت است تَنگ ماهی بودن
نشکنی، زندانبانی
بشکنی، قاتلی
خوش به حال آب