۱۳۹۲ خرداد ۳۰, پنجشنبه

رویایی به نام تولد

تولدی در کار نبود
دنیا بر من حادث شد
مثل نوری که به تاریکی پرتاب شود
نزن قابله
خوابم را آشفته نکن
نمی بینی خواب خورشید می بینم؟

۱۳۹۲ خرداد ۱۶, پنجشنبه

بیست هزار فرسنگ دور از ساحل

شنا می آموخت
برای غرق شدن
مردی که ساحلش گم شده بود

۱۳۹۲ خرداد ۹, پنجشنبه

نیمکت شکسته

بیچاره نیمکت شکسته
به یاد بچه ها
زخم های یادگاری رو تنش را مرور می کند

۱۳۹۲ اردیبهشت ۲۰, جمعه

آب، بیابان، غریق

شاد یا غمگین؟
قایق سوراخدر بیابان تفته
غرق نشد
ولی آب را هم ندید

۱۳۹۲ فروردین ۲۱, چهارشنبه

کوچ

باد سرد حامل پیامی است
مرد و قبیله خاطراتش
کوچ سختی در پیش دارند
از میان مه بی کرانه بی دوام
به جایی چنان دور
که از فرط دوری ثبات داشته باشد

۱۳۹۲ فروردین ۱۴, چهارشنبه

جاوید

فقط سه روز عمر کرد
نامش؟
جاوید

۱۳۹۱ اسفند ۳۰, چهارشنبه

به احسن

حوّل حالی الی حالنا

۱۳۹۱ اسفند ۲۰, یکشنبه

از فهم ها

آهای گلوله
آدم ها نمی فهمند و شلیک می کنند
تو بفهم و قلب کسی را سوراخ نکن

۱۳۹۱ اسفند ۳, پنجشنبه

نرد بان

بی دفاعم مثل مردی که از نردبان بالا می رود
زیبائی مثل زنی که هیچ نردبانی به او نمی رسد

۱۳۹۱ بهمن ۳, سه‌شنبه

گمشده در مطب

- دلم شکسته آقای دکتر
+ اقای محترم من ارتوپدم. روان پزشک طبقه بالاست
- ویزیتتو میدم تو رو خدا یه ربع گوش بده فقط. به طبقه بالا نمی رسم گم میشم وسط دنیا