۱۳۹۱ فروردین ۷, دوشنبه
یک نکته ازین معنی
بادی که گل ها را پرپر می کند
همان بادی است که فرفره ها را می چرخاند
من تقصیری ندارم
اختیار نگاهم را باد برده است
۱۳۹۰ اسفند ۱۹, جمعه
پرنده ای دعا می کند
دعای هر شب پرنده اسیر این بود :
خدایا به انسان بال بده
تا همه پرنده ها از قفس آزاد شوند
۱۳۹۰ اسفند ۱۱, پنجشنبه
پرنده های مهاجر
پرنده های مهاجر
تفنگ شکارچی را به دامش ترجیح می دهند
قفس در فصل مهاجرت
قفس نیست، آتش است
۱۳۹۰ بهمن ۳۰, یکشنبه
دو امدادی
زندگی یک دو امدادی است
تنهایی، مرا به تو می رساند
«بی تو بودن» مرا به آخر خط
۱۳۹۰ بهمن ۲۰, پنجشنبه
چرخ زنان
غبار به تکه گچ گفت:
« برای رقص شادمانه در نور باید مرد »
۱۳۹۰ بهمن ۱۵, شنبه
بدون شرح
جسد را رها کنید
درد را تشریح کنید
آن مرد را دردی بدون شرح کشت
۱۳۹۰ بهمن ۱۰, دوشنبه
بلندتر از فریاد
تنهایی
نجوای عاشقانه ای است
در گوش معشوقی که
نیست
۱۳۹۰ بهمن ۴, سهشنبه
آسیاب بادی
باد رفت
آسیاب با خاطره باد چرخید
۱۳۹۰ دی ۲۷, سهشنبه
تلاشی برای یافتن
به وصال نمی رسی پرنده
انگشت، ماشه را زود پیدا می کند
تو، جفتت را دیر
۱۳۹۰ دی ۲۲, پنجشنبه
مرغی بر شاخی
سهم شاخه از نشستن و برخاستن پرنده
لرزیدن بود و دیگر هیچ
پستهای جدیدتر
پستهای قدیمیتر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
پستها (Atom)