۱۳۹۲ مرداد ۱۲, شنبه
چه کرده ای؟
این همه سخنور و من گنگ
این همه پهلوان و من نحیف
این همه دارا و من ندار
چه کرده ای با دل بیچاره
که لحظه ای امید از تو نمی برد؟
۱۳۹۲ تیر ۲۳, یکشنبه
معلق
غبار،
ناله جانسوز زمین است
از درد فرسوده شدن
۱۳۹۲ تیر ۱۷, دوشنبه
نسیان عادی
آدم آنقدر عادت می کنه که یادش میره عادت کرده
۱۳۹۲ خرداد ۳۰, پنجشنبه
رویایی به نام تولد
تولدی در کار نبود
دنیا بر من حادث شد
مثل نوری که به تاریکی پرتاب شود
نزن قابله
خوابم را آشفته نکن
نمی بینی خواب خورشید می بینم؟
۱۳۹۲ خرداد ۱۶, پنجشنبه
بیست هزار فرسنگ دور از ساحل
شنا می آموخت
برای غرق شدن
مردی که ساحلش گم شده بود
۱۳۹۲ خرداد ۹, پنجشنبه
نیمکت شکسته
بیچاره نیمکت شکسته
به یاد بچه ها
زخم های یادگاری رو تنش را مرور می کند
۱۳۹۲ اردیبهشت ۲۰, جمعه
آب، بیابان، غریق
شاد یا غمگین؟
قایق سوراخدر بیابان تفته
غرق نشد
ولی آب را هم ندید
۱۳۹۲ فروردین ۲۱, چهارشنبه
کوچ
باد سرد حامل پیامی است
مرد و قبیله خاطراتش
کوچ سختی در پیش دارند
از میان مه بی کرانه بی دوام
به جایی چنان دور
که از فرط دوری ثبات داشته باشد
۱۳۹۲ فروردین ۱۴, چهارشنبه
جاوید
فقط سه روز عمر کرد
نامش؟
جاوید
۱۳۹۱ اسفند ۳۰, چهارشنبه
به احسن
حوّل حالی الی حالنا
پستهای جدیدتر
پستهای قدیمیتر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
پستها (Atom)